خواب
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
نوم، چرت، قیلوله، استراحت خواب زمستانی، خلسه، اغما، کما، بیحسی فیزیکی گهواره، بالش، متکا، نازبالش، تخت، رختخواب، ملافه، ملحفه، شمد، روانداز، لحاف، پتو، تشک، تختخواب خمیازه، دهندره خوابگزار، معبر، مفسر، [تعبیر خواب، تفسیر] رویا، خیال احلام کابوس، خواب پریشان خواب ناز، خواب راحت خواب سنگین غنو