خواجه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خا جِ) (ص.) ۱- بزرگ، سرور. ۲- مالدار، دولتمند. ۳- اخته، مردی که خایه اش را کشیده باشند.مترادفها و واژههای مرتبطآغا، اخته، خصی، خواجهسرا، مقطوعالنسلآقا، ارباب، بزرگ، سرور، صاحب، سید، مخدومبازرگان، تاجر، دولتمند، سوداگر، متمول ≠ خادمواژه قبلی: خواتینواژه بعدی: خواجه تاش