خواش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواش . [ خوا / خا ] (اِ) مادرشوهر به اصطلاح مردم گناباد. ◄ مادرزن در اصطلاح مردم گناباد.
خواش . [ خ ُ ] (اِخ ) نام قصبه ای است بسیستان که در دویست ودوهزارگزی زاهدان و یکصد و هفتاد و سه هزار و هفتصد گزی داورپناه و یکصد و شصت و دو هزار گزی ایرانشهر واقع است . رجوع به کلمه ٔ خاش در این لغتنامه و ص ٢٨، ٢٩، ٨٢، ٨٥، ١٠٤، ١٧٢، ١٧٩، ٢٨١، ٣٠٣، ٣٣٩، ٣٥٩ تاریخ سیستان شود: شهرکیست [ بناحیت کرمان ] میان سند و میان کرمان اندر بیابان نهاده . (حدود العالم ). شهری است از حدود خراسان و او را آبها روان است و کاریزها و جایی بانعمت است . (حدود العالم ).