خواطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواطی . [ خ َ ] (ع اِ) ج ِ خاطی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به خاطی شود. ♦ امثال : مع الخواطی سهم صائب ؛ در حق کسی گویند که بیشتر خطا کند و گاه صواب آرد. (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواطی . [ خ َ ] (ع اِ) ج ِ خاطی . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). رجوع به خاطی شود. ♦ امثال : مع الخواطی سهم صائب ؛ در حق کسی گویند که بیشتر خطا کند و گاه صواب آرد. (منتهی الارب ).