خوالگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوالگر. [ خوا / خا گ َ ] (ص مرکب ) مطبخی . طباخ . طعام پز. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). آشپز : این آفروشه ای است که زاغ است خوالگرْش هر دو قرین یکدگر و نی» درخورند. ناصرخسرو. ◄ سفره چی .خوانسالار. (برهان قاطع).