خوانده
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوانده . [ خوا/ خا دَ / دِ ] (ن مف ) پذیرفته شده، چنانکه در خواهرخوانده و برادرخوانده می آید. ◄ اسم مفعول از خواندن . رجوع به معانی خواندن شود. ◄ مدعی علیه در اصطلاح دادگستری . (از لغات فرهنگستان ).
خوانده . [ خوا / خا دَ ] (اِخ ) دهی از بخش حومه ٔ شهرستان نائین در بیست ودوهزارگزی نائین . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).