خواهرزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواهرزن . [ خوا / خا هََ زَ ] (اِ مرکب ) خواهر زوجه . اخت الزوجه . زنی که خواهر زوجه ٔ شخص است . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ امثال : آن کس دعا می کند که زنش نمیرد که خواهر نداشته باشد .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواهرزن . [ خوا / خا هََ زَ ] (اِ مرکب ) خواهر زوجه . اخت الزوجه . زنی که خواهر زوجه ٔ شخص است . (یادداشت بخط مؤلف ). ♦ امثال : آن کس دعا می کند که زنش نمیرد که خواهر نداشته باشد .