خواهش کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خواهش کردن . [ خوا / خا هَِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) طلب کردن . تقاضا کردن . درخواست کردن . التماس کردن . تمنی کردن . (یادداشت بخط مؤلف ) : و از او خواهش می کنند هرکه در آسمانها و زمینهاست . (تاریخ بیهقی ). بعذرآوری خواهش امروز کن که فردا نماند مجال سخُن . سعدی (بوستان ). ◄ شفاعت کردن . (یادداشت بخطمؤلف ). ◄ مسألت کردن . ◄ میل کردن . رغبت کردن . ◄ آرزو کردن . (یادداشت بخط مؤلف ).