خواه
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(خا) ۱- (ریش.) امر و ریشه «خواستن» ۲- (ص فا.) در برخی ترکیبات به معنی «خواهنده» آید: خیرخواه، هواخواه. ۳- (ص مف.) در بعضی کلمات به معنی «خواسته» آید: دلخواه.
/vâže/
فرهنگ فارسی معین
(خا) ۱- (ریش.) امر و ریشه «خواستن» ۲- (ص فا.) در برخی ترکیبات به معنی «خواهنده» آید: خیرخواه، هواخواه. ۳- (ص مف.) در بعضی کلمات به معنی «خواسته» آید: دلخواه.