خوب حال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوب حال . (ص مرکب ) خوشحال .سرحال . ◄ کنایه از ثروتمند : یک چند گاه داشت مرا زیر بند خویش گه خوب حال و باز گهی بینوا شدم . ناصرخسرو.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوب حال . (ص مرکب ) خوشحال .سرحال . ◄ کنایه از ثروتمند : یک چند گاه داشت مرا زیر بند خویش گه خوب حال و باز گهی بینوا شدم . ناصرخسرو.