خوب محضر/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوملغتنامه دهخدا ـ ویرایش دومخوب محضر. [ م َض َ ] (ص مرکب ) خوش محضر. خوش مجلس . خوش گفت و شنود.واژه قبلی: خوب لشکرواژه بعدی: خوب مخبر