خوب کار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوب کار. (ص مرکب ) نکوکار. نیک کردار. نکورفتار : همیشه تا نبود خوب کار چون بدکار چنان کجا نبود نیکخواه چون بدخواه ... فرخی . آن خدای خوب کار بردبار هدیه ها را می دهد در انتظار. مولوی . خوب کاران او چو کشت کنند گاو در خرمن بهشت کنند. اوحدی .