خودآرای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودآرای . [ خوَدْ /خُدْ ] (نف مرکب ) آرایش دهنده ٔ خود. زیوردهنده ٔ خود. ◄ دارای کبر و غرور و نخوت و نماینده ٔ فضل و شرف و ثروت خویشتن . (ناظم الاطباء) : طاوس خودآرایی در زیور و زیبایی گر دیده قبول آید بر زیورت افشانم . خاقانی . شنیدم که روباه رنگین به روس خودآرای باشد به سان عروس . نظامی . هر آن جانور کو خودآرای نیست طمع را به آزار او رای نیست . نظامی .