خودافکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودافکن .[ خوَدْ / خُدْ اَ ک َ ] (نف مرکب ) آنکه خودی بیفکند. آنکه منیت خود را بزیر پای خود افکند : زن افکندن نباشد مردرایی خودافکن باش اگر مردی نمایی . نظامی . کسی کافکند خود را بر سر آمد خودافکن با همه عالم برآمد. نظامی . ◄ یکه تاز. (غیاث اللغات ).