واژه جو

خودبه‌خود

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

خلق‌الساعه، خودجوش، خودانگیخته بی‌اختیار، غیرارادی، باطیب خاطر بدون اندیشه قبلی، نیندیشیده، نااندیش، شمی، غریزی، بداهتا، بالبداهه (بالبدیهه) موردی، خاص اتفاقی، بی‌سبب غیرقابل‌تقلید بدون آمادگی، ناآماده بدون سابقه قبلی

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خودبه‌خود | واژه جو