خوددار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(~.) (ص فا.)<BR>۱- بردبار، شکیبا.<BR>۲- کسی که خود را از انجام عمل ناپسند نگه میدارد.<br>
فرهنگ فارسی معین
(~.) (ص فا.) ۱- بردبار، شکیبا. ۲- کسی که خود را از انجام عمل ناپسند نگه میدارد.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوددار. [ خوَدْ / خُدْ ] (ص مرکب ) صابر. بردبار. شکیبا. (ناظم الاطباء). آنکه دیر غم خود بدوستان و کسان گوید. آنکه راز و غم خویش آشکار نکند. (یادداشت بخط مؤلف ). ◄ عفیف . کف ّنفس کننده . (یادداشت بخط مؤلف ).
مترادف و متضاد واژهدان
بردبار، خویشتندار، سلیم، شکیبا، صبور (متضاد: ناشکیبا) تودار
فرهنگ طیفی واژهدان
معتدل، خجالتی، شرمگین، منظم، مقید ریاضتکش، پرهیزگار، ممسک اجتنابکننده، فراری
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی