خودروی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودروی . [ خوَدْ / خُدْ ](نف مرکب ) آنچه نکشته و ننشانده اند. آن نباتی که تخم آن نکشته اند. (یادداشت مؤلف ). خودرو : نرگس سیراب یابی اندر او وقت تموز لاله ٔ خودروی بینی اندر او گاه خزان . فرخی . در کف لاله ٔ خودروی نهد سرخ قدح راغ همچون پر طوطی شود از سبز گیاه . فرخی . تا لاله ٔ خودروی نگردد چو گل سیب تا نرگس خوشبوی نگردد چو گل نار. فرخی . می ده پسرا بر گل، گل چون مل و مل چون گل خوشبوی ملی چون گل خودروی گلی چون مل . منوچهری . تا گل خودروی بود خوب روی تا شکن زلف بود مشکبوی . منوچهری . در سجده رود خیری با لاله ٔ خودروی سرخی نه بشنگرفش و سبزی نه بزنگار. منوچهری . هر کجا یابی زین تازه بنفشه ٔ خودروی همه را دسته کن و بسته کن و پیش من آر. منوچهری . اگر صدره بپالایی مس و روی بپالودن نگردد زرّ خودروی . (ویس و رامین ). بر تو جوان گونه ٔ پیری چراست لاله ٔ خودروی تو خیری چراست ؟ نظامی . آن گل خودرای که خودروی بود از نفس باد سخنگوی بود. نظامی . تو از نبات گرو برده ای بشیرینی به اتفاق ولیکن نبات خودرویی . سعدی . چه شهرآشوبی ای دلبند مقبول چه بزم آرایی ای گلبرگ خودروی . سعدی . خواب از خمار باده ٔ نوشین بامداد بر بستر شقایق خودروی خوشتر است . سعدی . ◄ نودولت . نوکیسه . تازه بدوران رسیده . ندیدبدید. (یادداشت بخط مؤلف ). خودرو. ◄ (اِ مرکب ) گل لاله . خودرو. (یادداشت مؤلف ). ♦ خودروی لاله ؛ لاله ٔ خودروی . شقایق . (یادداشت مؤلف ) : درود از من بدان خودروی لاله که دارد چشمم آگنده بژاله . (ویس و رامین ). ◄ بدون تربیت و بالیدگی . نمو خودبخودی .(ناظم الاطباء). خودرو.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی