خودمانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ دِ)(ص نسب.)خودی، خصوصی، بی تعارف و تکلف.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ دِ)(ص نسب.)خودی، خصوصی، بی تعارف و تکلف.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودمانی . [ خوَ / خ ُ دِ ] (ص نسبی ) محرم . مقابل بیگانه . خودی .
مترادف و متضاد واژهدان
آشنا، محرم، خودی (متضاد: بیگانه، غریبه، نامحرم) بیتکلف، خودحال، یکرنگ (متضاد: متکلف) صمیمی صمیمانه، بیتکلفانه، خودحالانه (متضاد: رسمی) خصوصی، محرمانه انتیمشدن بیریا شدن (متضاد: متکلف بودن)