خودپسند
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خودپسند. [ خوَدْ / خُدْ پ َ س َ ] (نف مرکب ) کسی که شخص خود را می پسنددو ازخودراضی است . متکبر. مغرور. بی فایده مغرور. (ناظم الاطباء). معجب . (یادداشت بخط مؤلف ) : ندانستی ای کودک خودپسند که مردان ز خدمت بجایی رسند. سعدی . جز این علتش نیست کآن خودپسند حسد دیده ٔ نیک بینش بکند. سعدی . گر جلوه مینمائی و گر طعنه می زنی ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند. حافظ. ♦ امثال : خودپسند خداپسند نبود . (از جامع التمثیل ). خودپسند خلق پسند نیست .