خودکامه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. مِ) (ص مر.) ۱- خودسر. ۲- شهربان، مرزبان.مترادفها و واژههای مرتبطخودرای، خودسر، خویشتنکام، لجوج، مستبد، مطلقالعنان، یکدنده ≠ دموکرات، دموکراتمنش، مردمسالارواژه قبلی: خودکامواژه بعدی: خودکامگی