خودکشی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~. کُ) (حامص.) ۱- خود را به وسیلهای کشتن، انتحار. ۲- (کن.) کار زیاد کردن، کوشش بسیار کردن.مترادفها و واژههای مرتبطانتحار، قتلنفس ≠ نسلکشیتلاشمفرط، تقلای زیادکارمستمرواژه قبلی: خودکامگیواژه بعدی: خودی