خورخجیون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورخجیون . [ خُرْ خ َ جی وَ ] (اِخ ) بلغت سریانی دیوی است ازجمله ٔ شیاطین .(برهان قاطع) (غیاث اللغات ) (آنندراج ) : فرنجک وارشان بگرفته آن دیو که سُریانیست نامش خورخجیون . خاقانی . ◄ (اِ) کابوس را نیز گویند وآن سنگینی باشد که در خواب بر مردم افتد. (برهان قاطع). عبدالجنه . بختک . ضبغطی . رجوع به ضبغطی شود.