خورده کریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورده کریز. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ک ُ ] (ص مرکب )کریزخورده . چشته خور. (یادداشت مؤلف ) : همی برآیم باآنکه برنیاید خلق و برنیایم با روزگار خورده کریز. بوالعباس . رجوع به کریزخوردن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورده کریز. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ک ُ ] (ص مرکب )کریزخورده . چشته خور. (یادداشت مؤلف ) : همی برآیم باآنکه برنیاید خلق و برنیایم با روزگار خورده کریز. بوالعباس . رجوع به کریزخوردن شود.