خورزن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورزن . [ خُرْ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد، کنار راه مالرو اقداش بالا به نصرآباد. این دهکده در جلگه قرار دارد با آب و هوای معتدل و ٥١٤ تن سکنه . آب آن از چاه و قنات و محصول آن غلات و لبنیات .شغل اهالی زراعت و گله داری و از صنایع دستی قالی بافی . راه مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
خورزن . [ خُرْ زَ ] (اِخ ) دهی است جزء دهستان قره کهریز بخش سربند شهرستان اراک، واقع در ١٥هزارگزی راه شوسه ٔ خمین به اراک . این دهکده کوهستانی و سردسیر با ٣٠٩ تن سکنه است . آب آن از چشمه و محصول آن غلات و بنشن و شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی و راه مالرو است . این دهکده از دو قسمت بالا و پایین تشکیل شده است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٢).