واژه جو

خورشیدخد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خورشیدخد. [ خوَرْ / خُرْ خ َ ] (ص مرکب ) خورشیدگونه . با گونه ٔ گلگون : نوروز روز خرمی بی عدد بود روز طواف ساقی خورشیدخد بود. منوچهری .

معنی خورشیدخد | واژه جو