خورند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(خُ رَ) (اِمر.) درخور، مناسب.مترادفها و واژههای مرتبطدرخور، سزاوار، شایسته، فراخور، لایق، مناسبواژه قبلی: خورشیدواژه بعدی: خورنق