خورنکه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورنکه . [ رَ ک َه ْ ] (اِخ ) صورتی از خورنگه . (المعرب جوالیقی ص ١٢٦). رجوع به خورنگه درین لغت نامه و انجمن آرای ناصری ص ٢٨٠ شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خورنکه . [ رَ ک َه ْ ] (اِخ ) صورتی از خورنگه . (المعرب جوالیقی ص ١٢٦). رجوع به خورنگه درین لغت نامه و انجمن آرای ناصری ص ٢٨٠ شود.