خوش آیین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش آیین . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) خوش نقش و نگار. خوش زینت . (یادداشت بخط مؤلف ) : کافران چون جنس سجّین آمدند سجن دنیا را خوش آیین آمدند. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش آیین . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (ص مرکب ) خوش نقش و نگار. خوش زینت . (یادداشت بخط مؤلف ) : کافران چون جنس سجّین آمدند سجن دنیا را خوش آیین آمدند. مولوی .