واژه جو

خوش تابی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خوش تابی . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (حامص مرکب ) مقابل بدتابی . خوب تابی . نیکوتابی . نیک تابی . نکوتابی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به تاب و تابیدن شود.

معنی خوش تابی | واژه جو