واژه جو

خوش خیالی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

خوش خیالی . [ خوَش ْ / خُش ْ خ َ / خیا ] (حامص مرکب ) عمل خوش خیال . خوب دلی . مقابل بدخیالی . ◄ غفلت و بی پروایی و بی فکری . ◄ سماجت : خوش خیالی گرفته فلانی ؛ دنه گرفته او را. دنگش گرفته . (یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی خوش خیالی | واژه جو