خوش و خندان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش و خندان . [ خوَش ْ / خُش ْ ش ُ خ َ ] (ترکیب عطفی، ص مرکب ) خوشحال . شاد. شادمان . مسرور : یک روز سبک خیزد شاد و خوش و خندان پیش آید و بردارد مهر از در و بندان چون درنگرد باز بزندانی و زندان صد شمع و چراغ اوفتدش بر لب و دندان . منوچهری .