خوش یمن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(خُ. یُ) [ فا - ع. ] (ص مر.) خجسته.<br>
فرهنگ فارسی معین
(خُ. یُ) [ فا - ع. ] (ص مر.) خجسته.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش یمن . [ خوَش ْ / خُش ْ ی ُ ] (ص مرکب )مقابل بدیمن . بایمن . (یادداشت مؤلف ). مؤلف در یادداشتی نویسد که خوش یمن و مقابل آن بدیمن هر دو غلط است اما بدیمن را مؤلف منتهی الارب مکرر آورده است .
واژگان فارسی سره واژهدان
فرخنده
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی