خوشنود کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پسند آمدن، سازگار بودن، تسکین دادن شاد کردن، بهبود دادن، شیرین کردن سرمست کردن، نشاط دادن، شادمان کردن، روح دادن، دل ربودن، اشتهاآورکردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
پسند آمدن، سازگار بودن، تسکین دادن شاد کردن، بهبود دادن، شیرین کردن سرمست کردن، نشاط دادن، شادمان کردن، روح دادن، دل ربودن، اشتهاآورکردن