خوش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوش . [ خ َ ] (ع اِ) تهیگاه . خاصره خواه از انسان باشد و یا غیر انسان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
خوش . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (اِخ )دهی است جزء دهستان سجاس رود بخش قیدار شهرستان زنجان، واقع در شمال باختری قیدار با ٣٦٠ تن سکنه . آب آن از سجاس رود است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٢).
خوش . [ خوَش ْ / خُش ْ ] (اِخ ) قریتی است به اسفراین . (از معجم البلدان ) (یادداشت مؤلّف ).