خوع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خوع .[ خ َ ] (اِخ ) نام یکی از ایام عرب است که در آن شیبان بن شهاب اسیر شد و این شیبان سوارکار خوب و صاحب اسبی بود معروف به مودون و نیز سید قبیله ٔ خود بود.
خوع . [ خ َ ] (اِخ ) کوهی است سپید. (منتهی الارب ) (از معجم البلدان ).
خوع . [ خ َ ] (ع اِ) گردش وادی . ◄ هرزمین مغاک که گیاه رمث رویاند. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). ◄ نام درختی است به لغت اهل یمن . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).