خون گرفتار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون گرفتار. [ گ ِ رِ ] (ص مرکب ) احمق . ابله . (ناظم الاطباء). ◄ خون گیر. رجوع به خون گیر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون گرفتار. [ گ ِ رِ ] (ص مرکب ) احمق . ابله . (ناظم الاطباء). ◄ خون گیر. رجوع به خون گیر شود.