خون گرم
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(گَ) (ص مر.)<BR>۱- جانوری که خونش گرم باشد.<BR>۲- کنایه از: بامحبت.<br>
فرهنگ فارسی معین
(گَ) (ص مر.) ۱- جانوری که خونش گرم باشد. ۲- کنایه از: بامحبت.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خون گرم . [ گ َ ] (ص مرکب ) مقابل خونسرد. رجوع به خون سرد شود. ◄ مهربان . رؤوف . باعاطفه . بامهر. مهرورز. (یادداشت مؤلف ). ◄ انس گیرنده با همه . باهمه جوش . آنکه با همه بجوشد. آنکه زود الفت گیرد.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی