خوناب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِمر.) ۱- خون آمیخته به آب. ۲- اشک خونین.مترادفها و واژههای مرتبطآبخون، خونابهواژه قبلی: خون گرمواژه بعدی: خونابه