خونجو
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خونجو. (اِ) نوعی از کرم است که بدرخت آسیب فراوان رساند و بطور دستجمعی زندگی می کند. (یادداشت مؤلف ). فنگ . ◄ (نف مرکب ) که خون جوید. که در پی خون و خوردن آن برآید.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خونجو. (اِ) نوعی از کرم است که بدرخت آسیب فراوان رساند و بطور دستجمعی زندگی می کند. (یادداشت مؤلف ). فنگ . ◄ (نف مرکب ) که خون جوید. که در پی خون و خوردن آن برآید.