خونکار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خونکار. (ص مرکب ) قاتل . خونی . (ناظم الاطباء).
خونکار. [ خو / خُن ْ ] (اِ مرکب ) مخفف خداوندکار. خاوندگار. خداوندگار. خواندگار. خونگار. (یادداشت مؤلف ). خوندگار. خوندکار. خندگار. ◄ لقب سلاطین عثمانی بزمان صفویه . (یادداشت مؤلف ). و رجوع به خداوندگار و خوندگار شود.