خونی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ص نسب.) ۱- قاتل، کشنده. ۲- جنگجو.مترادفها و واژههای مرتبطمربوط به خونخونین، آغشته به خونقاتل، کشندهواژه قبلی: خونسردواژه بعدی: خونین جگر