خویشتن بین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خویشتن بین . [ خوی / خی ت َ ] (نف مرکب ) کسی که خود را بزرگ و مهم داند. (از ناظم الاطباء). متکبر. مُعجِب . مُختال . فَخور. خودپسند. (یادداشت مؤلف ). خودبین : خویشتن بین و بت پرست یکیست . سنائی . وانکس کو نیست خویشتن بین معصوم خدای بین شمارش . خاقانی . مبین درآینه ٔ چین ای بت چین که باشد خویشتن بین خویشتن بین . نظامی . بزرگان نکردند در خود نگاه خدابینی ازخویشتن بین مخواه . سعدی .