خویناه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خویناه . [ خُی ْ ] (اِ) خویناد. رجوع به خویناد شود : روز حرب از پیش او خرچنگ وار پس خزیدن عادت بدخواه باد دم زده گردم ندیدم زین عمل اژدها در حرب او خویناه باد. ابوالفرج سنجری (از جهانگیری ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خویناه . [ خُی ْ ] (اِ) خویناد. رجوع به خویناد شود : روز حرب از پیش او خرچنگ وار پس خزیدن عادت بدخواه باد دم زده گردم ندیدم زین عمل اژدها در حرب او خویناه باد. ابوالفرج سنجری (از جهانگیری ).