خو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِ.) ۱- علف هرزه. ۲- هر گیاه که خود را به درخت پیچد.(اِ.) خوی، سرشت.مترادفها و واژههای مرتبطاخلاق، جبلت، خاصه، خصلت، خلق، داب، سجیه، سرشت، سگال، سیرت، شمال، شیمه، ضریبه، طبع، طبیعت، طینت، عادت، عرق، عریکه، قلق، لبلاب، مشرب، منش، نهادالفت، انسواژه قبلی: خهیواژه بعدی: خو باز کردن