خچکول
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خچکول . [ خ َ ] (ص ) گدا. سائل . فقیر. درویش . (ناظم الاطباء). رجوع به «خجکول » در این لغت نامه شود : بروزگار ملکشه عرابئی خچکول مگر ببارگهش رفت از قضا گه بار. انوری (از فرهنگ ضیاء). ◄ (اِ) کاسه ٔ گدایان . کشکول . کچکول . (از ناظم الاطباء). رجوع به «خجکول » دراین لغت نامه شود.