خیال اندیش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیال اندیش . [خ َ / خیا اَ ] (نف مرکب ) اندیشنده به خیال . آنکه خیال های باطل برای آینده در سر می پروراند : ای بسا گنج آکنان کنجکاو کان خیال اندیش را شد ریش گاو. مولوی . یکی امروز کامران بینی دیگری را دل از مجاهده ریش روزکی چند باش تا بخورد خاک مغز سر خیال اندیش . سعدی (گلستان ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی