خیال کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیال کردن . [ خ َ / خیا ک َ دَ ] (مص مرکب ) تصور کردن . (ناظم الاطباء). گمان بردن . ◄ متصور شدن . متشکل شدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
خیال کردن . [ خ َ / خیا ک َ دَ ] (مص مرکب ) تصور کردن . (ناظم الاطباء). گمان بردن . ◄ متصور شدن . متشکل شدن .