واژه جو

خیام | ترانه‌های خیام (صادق هدایت) | هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] | رباعی ۱۰۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

بنگر ز جهان چه طرف بربستم؟ هیچ، وز حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ، شمع طربم، ولی چو بنشستم، هیچ، من جام جمم، ولی چو بشکستم، هیچ.

معنی خیام | ترانه‌های خیام (صادق هدایت) | هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] | رباعی ۱۰۷ | واژه جو