واژه جو

خیام | ترانه‌های خیام (صادق هدایت) | گردش دوران [۵۶-۳۵] | رباعی ۴۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اجزای پیاله‌ای که درهم پیوست، بشکستن آن روا نمی‌دارد مست، چندین سر و ساق نازنین و کف دست، از مهر که پیوست و به کین که شکست؟

معنی خیام | ترانه‌های خیام (صادق هدایت) | گردش دوران [۵۶-۳۵] | رباعی ۴۴ | واژه جو