واژه جو

خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار بر پاره گلی لگد همی زد بسیار و آن گل بزبان حال با او می‌گفت من همچو تو بوده‌ام مرا نیکودار

معنی خیام | رباعیات | رباعی شماره ۱۰۷ | واژه جو